السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

317

تفسير الميزان ( فارسي )

را برگزيند و نعمت خود را بر او تمام كند ، و در كار خود حكيم است ، و امور را بر مقتضاى حكمت بالغه اش تقدير مىكند ، بنا بر اين ديگر چه معنا دارد كه آدمى در مواقع برخورد بلايا و محنتها مضطرب شود ، و به جزع و فزع درآيد و يا از روح و رحمت خدا مايوس گردد ؟ ! دو اسم « عليم » و « حكيم » همان دو اسمى است كه يعقوب در روز نخست در وقتى كه يوسف رؤياى خود را نقل مىكرد به زبان آورد ، و در آخر هم يوسف در موقعى كه پدر و مادر را بر تخت سلطنت نشاند و همگى در برابرش به سجده افتادند به زبان مىآورد و مىگويد : « يا أَبَتِ هذا تَأْوِيلُ رُءْيايَ . . . هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ » . * ( « وَتَوَلَّى عَنْهُمْ وَقالَ يا أَسَفى عَلى يُوسُفَ وَابْيَضَّتْ عَيْناه مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ كَظِيمٌ » ) * . راغب در مفردات گفته : كلمه « اسف » به معناى اندوه توأم با غضب است ، و گاهى در تك تك آن دو نيز استعمال مىشود ، و حقيقت اسف ، عبارتست از فوران خون قلب و شدت اشتهاى به انتقام ، و اين حالت اگر در برابر شخص ضعيفتر و پايين دست آدمى باشد غضب ناميده مىشود و اگر در برابر ما فوق باشد حالت گرفتگى و اندوه دست مىدهد . . . و اينكه در قرآن فرموده : « فَلَمَّا آسَفُونا انْتَقَمْنا مِنْهُمْ » معنايش اين است كه وقتى ما را به خشم درآوردند از ايشان انتقام گرفتيم ، ابو عبد اللَّه رضا « 1 » گفته : خداوند مانند ما اسف نمىخورد ، و ليكن او اوليائى دارد كه ايشان اسف مىخورند و خشنود مىشوند ، خداوند هم اسف و رضاى ايشان را اسف و رضاى خود خوانده . آن گاه اين روايت را نقل مىكند كه خداوند فرموده : كسى كه يكى از اولياى مرا اهانت كند با من اعلام جنگ داده است « 2 » . صاحب مفردات در باره « كظم » مىگويد : كظم به معناى بيرون آمدن نفس است ، وقتى مىگويند كظم خود را گرفت ، يعنى جلو نفس خود را گرفت ، و « كظوم » به معناى حبس كردن نفس است ، كه خود كنايه از سكوت است ، هم چنان كه در هنگام توصيف و مبالغه در باره سكوت مىگويند : فلانى نفسش بيرون نمىآيد ، و دم نمىزند يعنى بسيار كم حرف است و « كظم فلان » يعنى نفس فلانى حبس شد ، و از اين باب است جمله « إِذْ نادى وَهُوَ مَكْظُومٌ » يعنى ندا كرد در حالى كه نفسش گرفته شده بود ، و همچنين كظم غيظ ، حبس آنست و جمله « وَالْكاظِمِينَ الْغَيْظَ » به همين معنا است . و نيز از همين باب است « كظم البعير اذا ترك

--> ( 1 ) در نسخه مفردات ، رضا نقل شده ولى صحيحش ابو الحسن است . ( 2 ) مفردات راغب ، ماده « اسف » .